آخرین اخبار سایت
آرشیو مطالب
- ادبیات (33)
- خاطرات (2)
- دست نوشته ها (7)
- روز نوشت ها (3)
- متفرقه (3)
جستجو
خوشا دردی که درمانش تو باشی

خوشا دردی! كه درمانش تو باشی
خوشا راهی! كه پایانش تو باشی
خوشا چشمی! كه رخسار تو بیند
خوشا ملكی! كه سلطانش تو باشی
خوشا آن دل! كه دلدارش تو گردی
خوشا جانی! كه جانانش تو باشی
خوشی و خرمی و كامرانی
آرام جانم می رود

وان دل که با خود داشتم با دلستانم می رود
من مانده ام مهجور از او بیچاره و رنجور از او
گویی که نیشی دور از او بر استخوانم می رود
گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درون
پنهان نمی ماند که خون بر استانم می رود ادامه مطلب...
وداع...
شب چه سنگين مي رسد تاريك و تار
صبرم از كف مي رود از دل قرار
شكوه از روزي كه كوتاه است و زود
مي رود بر ديده خار ِ انتظار
رباعیاتی از باباطاهر
کسی که ره به بیدادم بره ، نیست
خبر بر سرو آزادم بره ، نیست
تمام خوبرویان جمع گردند
کسی که یادم از یادم بره ، نیست
ادامه مطلب...
روزی تو خواهی آمد
روزی تو خواهی آمد از كوچه های باران
تا از دلم بشویی غمهای روزگاران
تو روح سبز گلزار گل شاداب بی خار
مرا از پا فكنده شكستنهای بسیار
ورود مدیر سایت
آمار بازدیدکنندگان
1
3
6
1132